مشکلات ناشی از نداشتن مهارت کلامی در ارتباطات

داستان از اینجا شروع شد که چند روز بود همسایه کنار خانه مان در طول شبانه روز با صدای بلند، با تلفن با همسرش و بچه اش صحبت میکرد و جملاتی رو به زبون میاورد که قبلا اگه میشنیدم میگفتم چه آدم های بی انصافی هستند. ولی جالبه برایتان بگویم من به دلیل اینکه صدای این خانم انقدر بلند بود که حتی پنجره و در به سمت واحد آن ها را هم میبستم باز کاملا صدا واضح به گوشم میرسید چندبار جملاتی که به زبان میاورد را شنیدم و در ذهنم اینطور ادراک کردم و گفتم: هرچقدر بلندتر حرف میزند بیشتر دیده نمی شود و تمام این خانم سعی داشت بگوید من را درک کنید! به من توجه کنید! من نیاز به توجه دارم! لطفا میشه کمی به من توجه کنید! ولی کسی صدایش را نمیشنید.

خوب که فکر کردم دیدم مهارت صحبت کردن و درست بیان کردن احساس را آموزش ندیدیم. تمام این مدت به خودم میگفتم اگه تو بودی همه ی این اتفاقات را چطور بیان میکردی و دیدم چه جالب ادراک من سالهای زیادی هست که تغییر کرده و این چقدر زیباست که بلد باشیم چطور اصل خواسته ی خودمان را بیان کنیم بدون نیش و کنایه، بدون اینکه غیر مستقیم بگوییم تا طرف مقابل خودش بفهمد.

در مهارت کلامی و بیان خواسته هایمان باید سه نکته را رعایت کنیم:

  1. واقعیت را بیان کنیم منظور از واقعیت مشاهدات، نظرات، اتفاقات و اخبار هست.(fact)
  2. احساسمان و برداشت خودمان را از آن اتفاق یا شرایط بیان کنیم.(feeling)
  3. پیشنهاد لازم را بازگو کنیم و یا سوال بپرسیم.(offer)

برای فهمیدن بیشتر یک مثال را باهم میبینیم:

گفتگوی زیر میان خانم x و آقای y نشان می دهد، وقتی ارتباط مان نه شفاف و نه موثر باشد چه اتفاقی می افتد. پنج شنبه بعداز ظهر است و خانم x و آقا y به فروشگاه زنجیره ایی می روند تا خرید هفتگی خود را انجام دهند. آن ها در طول هفته ساعات طولانی کار می کنند و بنابراین این موقعیت از معدود مواردی هست که آن ها باهم حرف می زنند.

خانمx: دوست داری در رستوران نایب ناهار بخوریم؟

آقای y: نه می خواهم برگردم خونه ایمیلم رو چک کنم منتظر ایمیل مهمی هستم.

خانمx: می توانی این کار را بعدا انجام بدهی.

آقای y: (در حالی که صدایش را بالا می برد) این منصفانه نیست. این ایمیل کاری مربوط به افزایش حقوق این ماه ماست این همه کار می کنم برای خودمان است. تو همیشه بر من غر میزنی.

خانمx: (با ناله و شکایت) تنها می خواستم کمی باهم تنها باشیم. برای اطلاع جنابعالی بگویم که دارم از گرسنگی می میرم. هفت ساعت است که غذایی نخورده ایم. تو همیشه موضوعات را بزرگ می کنی.

آقای y: نه باید پرونده هامم بررسی کنم؛ و ایمیل مهمی دارم باید چک کنم و بعد تماس تلفنی بابت کارم دارم.

خانمx: فکر می کنم تو کمی بیش از اندازه سرت شلوغ است. تو دیگه برای ما وقت نداری. به تنها چیزی که فکر میکنی کار است و کار.

همانطوریکه در مکالمه بالا می بینید هر امکانی برای صرف وقت خوشایند از بین می رود. هر دو نفر احساس قربانی بودن پیدا میکنند. احساس می کنند بی انصافانه مورد حمله قرار گرفته اند. اگر خانمx از همون ابتدا خودش را بهتر ابراز کرده بود، آقای y نظرش را پذیرفته بود و حالت تدافعی نمی گرفت.

یادمان باشد اشخاصی که برای ما مهم اند تنها در صورتی می توانند شما را درک کنند که بتوانید تجربه خود را صریحا با آن ها در میان بگذارید. معنایش این است که بتوانید نظرات خود را به درستی بازگو کنید. از احساساتتان حرف بزنید و خواسته تان را با دیگران در میان بگذارید.

 برای مثال وقتی خانم x به آقایy  گفت: دوست داری در رستوران نایب ناهار بخوریم؟» یک پیام نسبی و غیرجامع مخابره کرد. او به نظرات، احساسات و نیازهای خود اشاره نکرد. آقا هم که گمان کرده بود در نهایت از او یک سوال ساده شده جواب “نه”داد. اگر خانم این سه مورد را در کلامش مطرح ساخته بود، امکانش بود که با همسرش ناهار خوشمزه ای بخورند و کارشان باهم به مجادله نکشد. آیا فکر می کنید آقای y به در خواستی که به شکل زیر پیشنهاد می شد جواب منفی می داد؟

” آقای y ساعت ۴ بعداظهر هست و ما از ساعت ۸ صبح تا الان چیزی نخورده ایم (واقعیت) فکر می کنم درسن نباشد بین وعده های غذا این همه فاصله بیفتد (واقعیت). نمی دانم تو گرسنه هستی یا نیستی اما من دارم از گرسنگی می میرم، احساس ضعف می کنم (احساسات) دوست دارم به رستوران نایب برویم، کمی بنشینیم، استراحت کنیم و غذایی بخوریم (پیشنهاد/نیازتان).

مدار احساسات و خواسته‏‌ها
مدار احساسات و خواسته‏‌ها

یاد آوری: حواسمان باشد موقع صحبت کردن و بیان خواسته هایمان حرف اصلی و واقعیت نیازمان را آن بخش مرکزی اصلی از مدار حرفایمان را بیان کنیم نه چیزی که تو اولین سطح و دورترین سطح از خواسته های ماست. با مهارت کلامی در ارتیاط هایمان حس و حال بهتری رو تجربه میکنم و مطمئنا زبان مشترک اطرافیانمان را پیدا میکنیم. در حقیقت با زبانی صحبت می‏کنم که طرف مقابلم هم معنایش را درک می کند نه اینکه فقط خودم معنایش رو میدانم و کسی متوجه خواسته و نیاز من نمی شود.

  1. با تشکر از خانم دکتر باقری عزیز
    بایت این مطالب ارزنده و تاثیر گذارتون سپاسگزارم.

    خصوصا این جمله زیبا : ” بتوانید نظرات خود را به درستی بازگو کنید. از احساساتتان حرف بزنید و خواسته تان را با دیگران در میان بگذارید.

    حق نگهدارتان

پاسخ دهید